چکیده :

مقدمه: نوآوری به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط شناخته می‌شود، اما این کسب‌وکارها به دلیل محدودیت منابع و محیط‌های پرچالش به رهیافت‌های مدیریتی خاصی نیاز دارند که بتواند انعطاف‌پذیری و اثربخشی آنها را افزایش دهد. چابکی ذهنی مدیران و رهبری کارآفرینانه از جمله عواملی هستند که توانایی پاسخ‌گویی سریع به تغییرات و ایجاد ارزش در محیط‌های پویا را دارند. این عوامل می‌توانند به بهبود سازگاری سازمان‌ها با تغییرات محیطی و افزایش قابلیت رقابت‌پذیری آن‌ها کمک کنند. در این راستا، شناسایی روابط میان این متغیرها می‌تواند راهکارهایی برای ارتقای نوآوری در این کسب‌وکارها ارائه دهد. با این حال، نقش دقیق این عوامل در بهبود نوآوری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش بررسی ارتباط میان چابکی ذهنی مدیران، رهبری کارآفرینانه و نوآوری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط استان اردبیل بوده است. روش‌شناسی: پژوهش حاضر کاربردی، توصیفی-همبستگی و میدانی است. جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان ارشد شرکت‌های کوچک و متوسط استان اردبیل با حدود ۹۰۰ کسب‌وکار و ۳۰۰۰ نفر شاغل بود. حجم نمونه براساس جدول مورگان ۳۴۱ نفر تعیین شد. نمونه‌گیری به روش طبقه‌ای انجام گرفت؛ به این صورت که جامعه بر اساس ویژگی‌هایی مانند نوع فعالیت به طبقات تقسیم و از هر طبقه نمونه‌ای متناسب به صورت تصادفی انتخاب شد تا نمایندگی نمونه افزایش یابد. داده‌ها با پرسشنامه‌های استاندارد جمع‌آوری و در نهایت ۳۲۲ پرسشنامه تکمیل‌شده دریافت شد. برای تحلیل داده‌ها، نرم‌افزارهای SPSS و LISREL و روش مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) به کار رفت. روایی ابزارها با تحلیل عاملی تأییدی و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. آزمون کولموگروف-اسمیرنف نشان داد داده‌ها نرمال هستند و شاخص‌های برازش مدل، مطلوبیت مدل مفهومی پژوهش را تایید کردند. یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان داد که چابکی ذهنی مدیران تأثیر معنادار و مثبت بر نوآوری کسب‌وکارها دارد. این تأثیر با بار عاملی استاندارد ۰.۷۸ و مقدار t برابر با ۶.۹۴ به‌عنوان یکی از عوامل اصلی شناخته شد. همچنین، ابعاد چابکی ذهنی شامل توانمندسازی منابع انسانی، نوآوری سازمانی، چابکی فکری کارکنان و فرهنگ نوآورانه نیز اثر قابل توجهی بر نوآوری داشتند. در این میان، فرهنگ نوآورانه و چابکی فکری کارکنان بیشترین تأثیرگذاری را نشان دادند. علاوه بر این، رهبری کارآفرینانه نیز با بار عاملی استاندارد ۰.۸۱ و t برابر با ۷.۳۲ تأثیر چشمگیری بر ارتقای نوآوری در کسب‌وکارها داشت. ابعاد اصلی این سبک شامل مربی‌گری، حمایت‌گری، تسهیل‌گری و هدایت‌گری همگی اثر مثبت و معنادار داشتند که نشان‌دهنده اهمیت این سبک مدیریتی در تقویت نوآوری است. نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان داد که چابکی ذهنی مدیران و رهبری کارآفرینانه به صورت مستقیم و غیرمستقیم در افزایش نوآوری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط نقش دارند. توجه مدیران به توانمندسازی منابع انسانی، ایجاد فرهنگ نوآورانه و رشد رهبری کارآفرینانه می‌تواند ظرفیت نوآوری و انعطاف‌پذیری کسب وکارها را بهبود بخشد. نتایج این تحقیق به مدیران توصیه می‌کند با تمرکز بر توسعه مهارت‌های ذهنی و کارآفرینانه، کسب‌وکارهای خود را برای پاسخ‌گویی مؤثر به تغییرات محیطی آماده کنند.

کلید واژگان :

چابکی ذهنی مدیران، رهبری کارآفرینانه، نوآوری کسب‌وکار، کسب‌وکارهای کوچک و متوسط.



ارزش ریالی : 600000 ریال
دریافت مقاله
با پرداخت الکترونیک