چکیده :

این بررسی جامع، روابط پیچیده بین هوش مصنوعی، پایداری زیست‌محیطی و مدیریت زنجیره تأمین را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این سه حوزه در عملیات تجاری مدرن به طور فزاینده‌ای به هم پیوسته‌اند. ادغام شیوه‌های مدیریت زنجیره تأمین سبز به عنوان یک عامل حیاتی در افزایش عملکرد شرکت از طریق نظارت بر محیط زیست ظهور کرده است، و تحقیقات نشان می‌دهد که این امر اثرات مثبت قابل توجهی بر نتایج سازمانی در هنگام ترکیب با فرهنگ سبز و تعهد مدیریت ارشد دارد. نظریه دیدگاه مبتنی بر منابع، مبنای نظری برای درک چگونگی عملکرد قابلیت‌های فناوری، از جمله کاربردهای هوش مصنوعی، به عنوان منابع استراتژیک ایجاد کننده مزایای رقابتی پایدار در شبکه‌های زنجیره تأمین فراهم می‌کند. چالش‌های معاصر زنجیره تأمین، به ویژه مواردی که در طول همه‌گیری کووید-19 برجسته شده‌اند، بر نیاز به رویکردهای تاب‌آور و پایدار که از فناوری‌های پیشرفته برای کاهش اختلال و استراتژی‌های بازیابی بهره می‌برند، تأکید کرده‌اند. تکامل به سمت زنجیره‌های تأمین خنثی از نظر اقلیمی نیازمند رویکردهای جامعی است که نه تنها انتشار کربن، بلکه سایر گازهای گلخانه‌ای را نیز در نظر می‌گیرد و مستلزم سیستم‌های نظارت و بهینه‌سازی پیچیده‌ای است که هوش مصنوعی می‌تواند به طور بالقوه ارائه دهد. علاوه بر این، انتخاب تأمین‌کنندگان سبز-تاب‌آور به طور فزاینده‌ای پیچیده شده است و نیازمند چارچوب‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره است که می‌توانند از قابلیت‌های تحلیلی تقویت‌شده با هوش مصنوعی بهره‌مند شوند. این روابط به‌هم‌پیوسته نشان می‌دهد که هوش مصنوعی هم به عنوان یک عامل توانمندساز و هم شتاب‌دهنده شیوه‌های زنجیره تأمین پایدار عمل می‌کند و همزمان تحت تأثیر الزامات پایداری و الزامات زنجیره تأمین قرار می‌گیرد.

کلید واژگان :

هوش مصنوعی، پایداری زیست‌محیطی، زنجیره تأمین سبز، دیدگاه مبتنی بر منابع، تاب‌آوری زنجیره تأمین، مدیریت زنجیره تأمین



ارزش ریالی : 500000 ریال
دریافت مقاله
با پرداخت الکترونیک